|
زلف عفاف، رشتۀ دامان زینب است آیات صبر، پایۀ ایمان زینب است ایثار و پـاکدامنی و عزم و اقتدار این چار، درسِ طفلِ دبستان زینب است حبل المتینِ قافـله سالار عاشقان تا روز حشر، موی پریشان زینب است گل زخمهای پیکر صد پارۀ حسین آیـات بیشمارۀ قرآن زینب است هر کس که پا نهد به عزا خانۀ حسین بر او کرم کنید که مهمان زینب است

حضرت زينب کبرى(س) ، روز پنجم جمادى الاول سال پنجم هجرت متولد شد و پيامبراعظم (ص) نام او را زينب نهاد؛ يعنى زينت پدر!
حضرت زينب را «عقيله بني هاشم» نام نهاده اند و عقيله، به زني بزرگ منش گويند که در بين بستگان، عزيز و محترم و در خاندانِ خود، ارجمند باشد.
ديگر لقب ايشان صديقه صغري است. به زن بسيار راستگو، صديقه گويند، و چون فاطمه زهرا را صديقه کبري مي خواندند و علي(ع) را صديق اکبر، زينب را صديقه صغري ناميده اند.
اين نوگل باغ عترت ، با خوي علي (ع) و خلق فاطمه (س) پرورش يافت و از لحاظ فضيلت و انسانيت بي مثال بود.
در حيا و عصمت همچون مادرش زهراي اطهر (س) و در شيوايي و فصاحت سخن مانند پدرش علي (ع).
.....................................................................
زينب(س) سنگ صبور اسيراني مي شود كه شاهد شهادت عزيزان خود با لب تشنه در نينوا بودند . او در سايه ايمان و تقوا به پرستاري و دلجويي از اين قافله درد كشيده پرداخت و همزمان به عنوان مبلغ دين از حريم امامت دفاع كرد.
.....................................................................
بانوی صبر در شب یازدهم محرم
در شب عاشورا زینب بود و حسین(ع) زینب بود و همه کس و همه چیز . در شب یازدهم زینب بود و زینب ، باز هم زینب بانوی بانوان. در این شب زینب شبان بود ، قافله سالار اسیران بود ، و نقطه ی اتکاء یتیمان !
مصائب هر چند بسیار سنگین بود و گران ولی زینب همچون کوهی استوار در برابر مصائب ایستاد و خم به ابرو نیاورد!
به نگهبانی اسیران پرداخت ، به گرد آوردن زنان و کودکان پرداخت ، به جمع آوری گمشدگان در بیابان پرداخت ، به پرستاری بیمار ناتوان پرداخت ، روان بخش پیکرهای بی روح گردید ، نوای بینوایان بود و رمق بی رمقان.
از این سو به آن سو می دوید و گمشدگان را می جست. از ضرب تازیانه پیکرش می سوخت. خارهای بیابان به پایش می خلید، ولی زینب یتیمان را می جست ،جگرش می سوخت و یتیمان را می جست .
این پیکر رنجدیده ناتوان ،معجزه گر بود ، چنان شایستگی به خرج داد که یک بچه به زیر سم ستور نرفت. یک زن در آتش نسوخت ، یک کودک در آن شام شوم گم نشد.
پس از آن که از این کارها فراغت یافت و از سلامت همه اطمینان حاصل کرد، به سوی خدا رفت و به عبادت پرداخت. نماز شب به جای آورد.
آنقدر ناتوان و کوفته شده بود که نتوانست ایستاده نماز بخواند.نماز شب را نشسته به جا آورد و با خدای خود به راز و نیاز پرداخت . زینب(ع) ، خدایی بود و خداییان ،مصائب و رنجها را این گونه استقبال می کنند و خم به ابرو نمی آورند، پایدارند و سپاسگزار.
|